اسب حیوانی نجیب است

+اسب حیوانی نجیب است
اسب از زمانی که انسان با زندگی آشنا شد همواره دوست وهمراه او بوده است.این موضوع از نقوش دیواره ی غارها وسفالینه های باقی مانده معلوم است.انسان پس از مرگ نیز اسب را همراه خود به گور می برد.در عصر حاضر کسانی به بهانه ی فرهنگ شناسی به دنبال پیدا کردن سواران کاسی که با اسب وزین وتمام تجهیزات جنگی مدفون شده اند می گشتند.
اسب درتمام صحنه های زندگی اعم از کشاورزی،کوچ،مسافرت واز همه مهمتر جنگها وفتح های بزرگ وکوچک حضوری چشمگیرداشته است وگاه بهترین هدیه ها از سوی منطقه وکشوری به کشور وفرمانروایی بزرگ گله های اسب بود.برای رسیدن به مقاصد بالا پرورش اسب از اهمیت والایی بر خوردار بود.چراگاههای وسیع ومراتع مناسب پرورش ونژاد برتر اسبان نیز مورد توجه بوده است.
قبل از آریایی ها ساکنان اصلی ایران که قسمتی از آسیا محسوب می شدند مردمی به نام کاسیان زندگی می کردند . این کاسیان که در زاگرس به ویژه در قسمت کوههای مرکزی لرستان سکنی داشتند ، به روایتی اجداد ما هستند.این کاسیان پیروزی خود بر بابل را درسال ۱۷۵۰ ق.م مدیون استفاده ی از اسبب هستند.(ن.ک.به تاج بخش ۱۳۷۲ص۲۷)
باورود کاسیها به بابل اسب اصیل واهلی به بابل راه یافت.(لوکاس/۹۱-۹۴).ن.ک دیاکونف می نویسد پیدا شدن مقدار زیادی از ابزار آلات مربوط به اسب از جمله زین ویراق ولگام در مقابر لرستان نشانه هایی از اهمیت اسب است در این منطقه.(ن.ک.دیاکونف.۱۳۵۷٫۱۷۰-۱۷۱)(خانم استارک در سفرنامه الموت.۱۳۴۶٫۴۹-۵۰).
اشوری ها سوار کاری را از مادها آموختند ومادها نیز در سر زمین ما یعنی منطقه ی زاگرس زندگی می کردند.آشور بانی پال به دنبال گسترس قدرت خود بر زاگرس به خاطر دستیابی بر منابع نقره ورمه های معروف آن بود چون این منطقه مستعد پرورش اسب بود.(ن.ک.به مشکور.۱۲۶)(زرین کوب.۱۷۰-۷۹)
کلمه ی اسب در ایران داری دیرینگی قابل تاملی است. در این راستا باید به اسامی چندین تن از نیاکان زردشت توجه کرد کسانی مانند:پورشسب،ارجاسب،ائورت اسب(لهراسب)و کوی گشتاسب.
مادیها برای تغذیه ی اسبان خود اسپست (یونجه) می کاشتند وبرخی کلمات در ر ابطه با اسب داری که در ز بان هند واروایی وجود دارد از همین کلمه ی اسپست مادی(حالا بماند که چگونه یونجه شده است) می باشد.
چیزی که مهم است این موضوع می باشد که محل پرورش اسب در منطقه را تاریخ نویسان نیسا ،نسا ونیسان ذکر کرده اند.وآنطور که نوشته اند این اسبان نژاد نیسایی شهره ی آفاق بوده اند وهمواره حکمرانان به آن چشم داشته اند.
اسبان ماد که در جلگه های نسا پرورش می یافتند در دنیای قدیم شهره ی آفاق بودند و آشوریان همواره به این اسبان چشم طمع دوخته و باج و خراج خود را با اسب می گرفتند. در نیمه ی اول قرن ۷ ق.م. پادشاه آشور برخی از امیران محلی ماد را اسیر کرد و سایرین با هدیه اسب و لاجورد حمایت او را خواستار شدند. لشکرکشی های متعدد آشوریان به نواحی سپره، اورامان، آذربایجان، کرمانشاه، کرانه های رودخانه زاب، سواحل رودخانه ی قزل اوزن برای تصاحب اسب و نشخوارکنندگان بود.( استرابون ( متولد حدود ۶۳ ق. م )
ازنسا در مناطقی از ایران یاد کرده اند ،از جمله در فارس وخراسان و…اما آنچه مورد توجه خاورشناسان ومحققان ایرانیست دو نیسا می باشد. استرابون از دو نسا، یکی در ارمنستان و دیگری در ماد نام می برد و اسبان نسایی را بهترین اسبانی می داند که در آخور پادشاهی نگاه داشته می شد. او می گوید استاندار ارمنستان سالانه بیست هزار راس از این اسبان را برای پادشاه هخامنشی می فرستاد و در ماد، در سراسر جاده ای که از بابل به قفقاز می رود، از این اسبان یافت می شد و در روزگار هخامنشیان در چمنزارهای ماد پنجاه هزار مادیان در چرا بودند.( ن.ک. به تاج بخش، ۱۳۷۲ : ۱۱۹-۱۱۷ / وندیداد، ۱۳۶۱ : ۱۰ / پورداوود، ۱۳۵۶ : ۱۷۸-۲۷۷ )
بدون تردید نیسایی که در سر زمین ماد ذکر گردیده الشتر کنونی می باشد با توجه به گفته ی استرابون واشاره به جلگه بودن نیسا در می یابیم که الشتر کنونی به خاطر جلگه بودن واینکه در زمانهای گذشته در کوهپایه ها زندگی جاری بود ومناطق مرکزی جلگه ی الشتر پوشیده از نیزارهای وسیع وباتلاق وچمن زاربود، همان نیسا یا نیستان است که برای چراگاه اسب مناسب است.
استاد «پور داوود» عقیده دارد که:« الشتر باید مرکز اصلی همان سرزمینی باشد که داریوش هخامنش در کتیبه‌ی خود از آن، با نام «نیسا» نام برده‌است؛ سرزمینی که اسبان و مردان خوب دارد به ویژه آن که در الشتر آتشکده‌ای قدیمی موسوم به«اروخش» یا« ارخش» وجود داشته‌است.»
(درنوشتن این وجیزه ازکتاب فرهنگ ایران باستان پور داوود و مقاله ی فریده مجیدی خامنه عضو هیات علمی پژوهشکده مردم شناسی استفاده شده است.همچنین دیگر منابع در متن آمده است.
(مهدی زینی))

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

84 + = 90