+ ادبیات تطبیقی

+ ادبیات تطبیقی
یکی از شاخه های زبان وادبیات فارسی ادبیات تطبیقی است.زبان لکی نیز به تبع می تواند با موضوع ادبیات تطبیقی حرفی برای گفتن داشته باشد.
***فولکلور لکی:
*برشن ئای برشن ئره خ چوی الماس / بو تا بنوشیم دنیا بی وه فاس
از آن می برنده ی چون الماس بریز تا بنوشیم ،زیرا که دنیا بی وفاست.
شاعر می خواهد وعده ی خود را به فردا نیفکند ،زیرا به دنیا اطمینان ندارد و برایش اعتباری قائل نیست،بنا بر این دم را غنیمت شمرده وهر چند “می” برنده و مضر است باز آن را طلب می کند.این “می ” برنده می تواند همان “می” باشد که زورش مرد افکن است.
*شرابی تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش, / که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش(حافظ)
*یه ئره خ نیه یه ژیرِ ماره / بیلا بنوشم چارم ناچاره
این می نیست بلکه زهر مار است ،من به خاطراینکه لاعلاجم می نوشم.
شاعر لک در این بیت “می” را به خاطر اینکه می خواهد دنیا و بی وفایی آن را فراموش کند به ناچار طلب می کند.در واقع این لحظه را برای این کار می پسندد و می تواند معنی دم غنیمتی را از آن استنباط کرد.
در این فولکلور لکی شاعر خواسته است که ازپیش از دنیای بی وفا انتقام بگیرد و قبل از آنکه دنیا به فکر کاری برای ناکامی باشد او کام خود را از جهان بستاند.در واقع نوعی دم غنیمتی در این بیت دیده می شود.اکثر شعرای فارسی زبان که از ارکان زبان فارسی محسوب می شوند اینگونه نظری دارند .ممکن است که واژه های بیان مطلب متفاوت باشد اما مضمون واحد و به یک نکته اشاره دارد وآنهم دم را غنیمت شمردن است.
***حافظ بزرگ در غزل شماره ی ۴۰۳ می سراید:
کی بود در زمانه وفا؟جام می بیار / تا من حکایت جم و کاووس کی کنم
حافظ با اشاره به اینکه جمشید و کاووس هم از دنیای بی وفا بی مهری دیده اند و نتوانسته اند تا ابد در پادشاهی و قدرت بمانند و اکنون فقط حکایتی از ایشان باقیست ، گوشزد می کند که : دنیا از قدیم بی وفا بوده و از این به بعد هم خواهد بود ،پس باید دم را غنیمت شمرد و شاد بود.
***فولکلور لکی :
*ئایله ل صو باره مینگه مو کوئه / هر جا دوس بوشیِ هر ئوره خوئه
دوستان فردا موسم کوچ است ،مقصد کجاست؟هر جا دوست بپسندت ،همان جا مورد پسند ماست.
این بیت لکی حاکی از سپردن عنان و اختیار عاشق به معشوق است وخواست او را بر خواسته و تمایل خود و گروه مردمان ترجیح می دهد .در ادبیات فارسی اشعار فراوانی با این مضمون از شعرای بزرگ وجود د ارد .
***حافظ:غزل شماره ی ۴۰۰
*مایه ی خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست / می کنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
حافظ در این بیت نه تنها نظر و خواست دوست برایش مهم است ،بلکه کوشش و جهد هم می کند تا خود را به مکان و خواستگاه او برساند.مضمون بیت لکی با این بیت حافظ یکسان است و می توان تطبیق مضمون را به خوبی مشاهده کرد.
بابا طاهر لک هر چند خود با زبان لکی آشناست ، اما در یکی ازدوبتی های خود هر چند مضمون بابا عرفانیست ، به این موضوع اشاره کرده است. به هر حال دوست را بر خود ترجیح دادن است.:
*یکی درد و یکی درمان پسندد /یکی وصل و یکی هجران پسندد
*من از درمان و درد و وصل وهجران/پسندم آنچه را جانان پسندد (بابا طاهر لک)
منابع: دیوان حافظ/
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 30 = 33