ادبیات تطبیقی (واته)

+ادبیات تطبیقی یا هم‌سنجشی از جنبه های نقد ادبیست که به وجوه اشتراک ادبیات ملل وجوامع مختلف می پردازد.این نوع نقد،شباهت ها وارتباط گونه های مختلف ادبی را باهم تجزیه وتحلیل می کند. این شاخه ابتدا در فرانسه ظهور کرده واز شاخه های دانشگاهی جدیدی است که توسط فاطمه سیاح دردانشگاه تهران پایه گذاری شده است.
ادبیات تطبیقی فرصتی است برای دیدن وشنیدن افکار وگفته های مردم مختلف خارج از زبان،
دین، نژاد وملیت.
فردیناند برونتیه (۱۸۴۹- ۱۹۵۶) استاد زبان و ادبیات فرانسه می گوید: «
ما هرگز خودمان را نخواهیم شناخت، اگر فقط خودمان را بشناسیم
فوته:
فوطه پارچه ای است از جنس کرباس یا متقال که زنان لک بر دوش خود می اندازند تا در مقابل سرما از آنها محافظت کند.در زبان فارسی نیز فوطه خوانده می شود.
*فوطه کرباس : فوطه . [ طَ / طِ ] (معرب ، اِ) معرب فوته . (فرهنگ فارسی معین ). لُنگ . ازار. بستن . بستنی . (از یادداشتهای مؤلف ) : و از بصره نعلین خیزد و فوطه های نیک . (حدود العالم ).
ای نهاده به سر اندر کله دعوی /جانْت پنهان شده در فوطه ٔ نادانی .ناصرخسرو.
بر تن خویش تو را فوطه ٔ کرباسی /به که بر خاکت دیبای سپاهانی .ناصرخسرو.
سوی حوض آمدند نازکنان /گره از بند فوطه بازکنان .نظامی .
|| جامه ای که از سند آرند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نوعی پارچه است : هیچکدام را ندیدم بی طیلسان شطوی یا توزی یا شبستری یا ریسمانی یا دست کار که فوطه است .(تاریخ بیهقی ).
چرا پیچد مگس دستار فوطه /چرا پوشد ملخ رانین دیبا؟خاقانی .
چو شیخی فوطه پوشیده برون شد/چو رندی دردنوشیده درآمد.خاقانی .
|| چادر نگارین یا چادر خطدار، و لغهً سندی است . (منتهی الارب ). ج ، فُوَط. (از اقرب الموارد).
ترکیب ها:
– فوطه باف . فوطه بافی . فوطه پوش . فوطه دار. فوطه ربا. فوطه فروش . فوطه کردن .فوطه ٔ نان . رجوع به هر یک از این کلمات شود.
بر تن خویش ترا فوطه ی کرباس/به که بر خالت دیبای سپاهانی
*اریِ بالا برز شای بالا برزان /هر تو هاینیِ هول هلهلُ لرزان/شاعر گمنام/
Ere bala barz sha bala barzan/har to hayne hool hel helo larzan
دست اهل نووی وبالا دسان/بگرم دامان شای دیده مسان(ملا حقعلی)
شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان/ که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان/حافظ/
+ادبیات تطبیقی
آومونه یه جورا نمه چو. Aow mona ye joo era nemachoo
آبمان از یک جوی نمی رود
هر گاه بین دو یا چند نفر در امری از امور توافق و سازگاری وجود نداشته باشد، به عبارت بالا استناد و استشهاد می کنند. بعضی گفته اند که این واته به زمانی بر میگردد که در تهران مردم برای پر کردن آب انبارها آب را از یک جو می آوردند و در گیر می شدندو….که اشتباه است چون این مثل در زمان خیام هم وجود داشته است.
مِ داره بی سه مه ر تو دار آسو
م بو گنِ نمرچ تو بو ئمه ربو
دوسیمو چوی رفیقی مار و پینه
بچو آومونه یه جو ئا نمه چو

علی کولیوندزاده
زاهد بکتابی وکتاب من و تو/سنگ است وصراحی انتساب من و تو
تو مرده ی کوثری و من زنده ی می/مشکل که به یک جو رود آب من وتو(خیام)
(مهدی زینی)

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی پنج کتاب 1.رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» 2. کتاب چپرا شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی 3.کتاب سالفه یا مینی مالیست لکی 4. مجموعه ی شعر لکی به نام کژاوه هویر 5. مجموعه ی شعر فارسی به نام ورینجه که هر پنج به چاپ رسیده اند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 23 = 30