+ئور رازونن / owr razonen

+ئور رازونن / owr razonen
ئور رازونن مصدری لکی و به معنای ساختن و تعمیر کردن و بسیار زیبا درست کردن وسیله ا ی است.همچنین در بزک کردن و آرایش و پیرایش عروس و زنان کاربرد بیشتری دارد.در گذشته کسانی بودند که وسایل کشاورزی مخصوصا “دار و برگ” را برای کشاورزان می ساختند و به آنها “دار ئو رازن ” dar owr razen می گفتند.گاهی صفت است برای کسی که شعر می گوید و ” شئر ئورازن ” می شود.زمانی تهیه و آماده کردن فرد یا افرادی است برای انجام کاری،چنانچه می گویند :”چند نفر ئور رازیان تا بچنه جه نگ”=چند نفر انتخاب و مهیای جنگ شدند.در متلها (پاچاها) بیشتر از این واژه استفاده گردیده است.در داستان شفاهی شیرین و فرهاد لکی زمانی که داستان به آماده شدن پیر زن برای رساندن خبر مرگ دروغین شیرین به فرهاد آماده می شود ،راوی اینگونه بیان می کند که :دایا وژ ئیر رازونیِ تا بچو ئری ته ک فرهاد”=پیرزن خود را آماده و مهیا کرد تا نزد فرهاد برود. در این گفته معنی آرایش وبزک هم می تواند وجود اشته باشد، زیرا پیرزن باید با سر و رویی خاک آلود و موهایی ژولیده و آرایشی (گریم) استادانه، خبر مرگ دروغین شیرین را برساند. در مورد دیگر زمانی کسی از زبان دیگران سخنی را نقل می کن و دیگران به گفته اش اطمینان ندارند می گویند :این سخنان را خودش ساخته است.(وژ ئور رازونیه)
در فرهنگ دهخدا ذیل براز آمده است:
دهخدا:برازندگی و نیکویی و آراستگی.(برهان)برازندگی ،زیبایی.
بحق آن خم زلف بسان منقار باز / بحق آن روی خوب کز او گرفتی براز(رودکی)
کازیمیرسکی مستشرق لهستانی متوطن در کشور فرانسه می گوید : ممکن است کلمه ٔ براز از برازندگی فارسی یا براز، مبارزه عربی باشد.
در زبان پهلوی به اشکال مختلف آمده است.
بْرازیتَن= brãzitan درخشیدن، پرتو افکندن، نور افشانی کردن / بْرازیدَن brãzidan = بْرازیتَن / بْرازیشْن= brãziŝn درخشندگی، روشنایی، پرتو، تشعشع /بْرازیشْنیک= brãziŝnik برازندگی، زیبایی، مزین، درخشان / بْرازیشْنیکیه= brãziŝnikih تزیین، برازنده بودن، درخشندگی.
در ایران باستان این واژه برای نام و لقب افراد مورد استفاده قرار می گرفت،چنانچه نام یکی از سرداران ایرانی.
شهربراز لقب یکی از سرداران ایرانی و نام اصلی او فرخان بود و در زمان خسرو پرویز سمت اسپهبد داشت و یکی از فرماندهان بزرگ ارتش ایران بود که با روم ( بیزانس ) جنگید و پیروزی‌های شایانی به دست آورد از جمله اورشلیم را گرفت و صلیب راستین را – که به اعتقاد مسیحیان عیسی مسیح بر آن به صلیب کشیده شده بود – به تیسفون پایتخت شاهنشاهی ایران ساسانی فرستاد.
جزئ دوم نام این سردار حاکی از زیبندگی و برازندگی اوست در طریقه و اصول شهر داری و آراستن کشور و لشکریان به وسیله ی کار دانی و مهارتهای نظامی و به معنای
منابع : فرهنگ پهلوی ،ژاله آموزگار و دیگران /فرهنگ دهخدا/
(مهدی زینی

مهدی زینی

من مهدی زینی ا صلانی متولد 1337-الشتر ،کارشناس زبان و ادبیات فارسی ،دبیر باز نشسته ی آموزش و پروش ،نویسنده ی دو کتاب رد پای پیشینیان «فرهنگ عامه ی لکی» و کتاب شرح و بیان توصیفی برخی واژه های لکی که هر دو در دست چاپ هستند.هم اکنون در مورد معرفی زبان و فرهنگ لکی فعالیت می کنم.

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 1 =